FANDOM


زن سیاهپوش
122 woman in black

کد

122

بينندگان

٥.١٠ ميليون نفر

نویسندگان

ديويد گرينوالت و جيم كوف

کارگردان

نوربرتو باربا

قسمت بعد

بددندان

قسمت قبل

پاگنده

نام انگلیسی

Woman in Black

زن سیاهپوش ویرایش

"زن سیاهپوش" آخرين قسمت(قسمت ٢٢) از فصل ١ گريم است كه اولين بار در ٢٩ ارديبهشت ١٣٩١ برابر ١٨ مه ٢٠١٢ از شبكه NBC آمريكا پخش شد.

داستان ویرایش

هنك وسط شب به خاطر كابوس هاى روبرويى با آن جانور گرگ نما(مونرو) در جنگل، وحشت زده از خواب بيدار مى شود.

روز بعد، نيك براى قهوه با مونرو ديدار مى كند و به او ميگوید كه با اينكه هنك احساسات خودش رو بروز نميدهد، هنوز به خاطر آن روبرويى در جنگل اذيت مى شود. مونرو قبلا چنين واكنش هايى رو ديده بود و هشدار ميدهد كه بيشتر مردم نمى توانند با آن كنار بيايند. نيك اضافه ميكند كه هنك، برينكرهافت را نیز هنگامى كه داشت به انسان تغيير چهره مى داد كامل مشاهده كرده بود اما مونرو ميگوید كه شايد هنك بتواند راحت تر با اين موضوع كنار بياید چون او خودش يك پليس است و چيزهاى عجيب و غير معمول زيادى رو مشاهده كرده است. وقتى كه آن ها از مغازه بيرون مى آيند، يك كارآگاه خصوصى به نام ناتانيل آدامز از آن ها چندين عكس مخفيانه مى گيرد. سپس او به هتل گاورنر و به اتاق خود(اتاق ١٢٢) در آن جا بر مى گردد؛ عكس ها را به مجموعه خود اضافه مى كند و با آکرا کیمورا، كسى كه براى اين كار استخدامش كرده بود، تماس مى گيرد تا بهش بگه كه ماركزا(يكى از آن سه دزدى كه براى به دست آوردن آن سه سكه طلا زاكينتوس به پورتلند آمده بودند) را پيدا كرده است.

در ايستگاه پليس، نيك در حال مطالعه يك فايل است كه از طرف اينترپل درباره مشخصات كيمورا برايش فرستاده شده بود، كه هنك با چهره خسته و خواب آلود داخل مى شود. نيك به هنك ميگوید كه كيمورا يك دلال سكه هاى قيمتى در هامبورگ، همان كسى كه آن سه سكه زکانتوس رو به سم بِرتْرام در پورتلند فروخت، را به ضرب شكنجه كشته است. هنك از نيك درباره خالكوبى روى سر كيمورا مى پرسد و نيك ميگه كه كيمورا يك خالكوبى كه نماد شكست ناپذيرى وايكينگ هاست را در سمت چپ سر خود دارد. توى آن فايل ذكر شده بود كه كيمورا آخرين بار چهارده ماه پيش در ليسبون ديده شده است. نيك به هنك مى گويد كه او نه تنها با آن قاتل ها در قسمت"سه سكه در فوكس باو" مشاركت داشته بلكه يكى از مظنون هاى پرونده مرگ پدر و مادر نيك است.

آكرا كيمورا به سراغ هتل گاورنر(هتلى كه آدامز در آن جا بود) مى رود تا ببيند چه بلايى سر شركاى پيشين خودش آمده. آدامز ميگوید كه پليس آن سه سكه را در معده قربانى پيدا كرده است اما آن سكه ها وقتى كه جسد را به سردخانه منتقل مى كردند ناپديد شده اند. آدامز عكس هايى رو كه از نيك، هنك، مونرو و رنارد گرفته بود رو بهش نشان ميدهد ولى خيلى اطمينان داشت كه سكه ها دست رنارد است. آدامز به كيمورا ميگوید تا با وی معامله كند اما كيمورا پاسخ می دهد كه ديگر بهش نيازى ندارد و او را به قتل مى رساند و مدارك را با خودش مى برد. بعدا يك زن مرموز در لباسى سياه كه در حال جاسوسى كردن از كيموراست، بعد از كيمورا داخل اتاق مى شود. او از اين كه جسد آدامز رو ميبيند متعجب نيست و با خودش ميگوید كه اون چيزى رو پيدا كرده كه برايش خوب نبوده.

The Woman in Black

آن زن تيره پوش

آدلیند شید در آپارتمان جديد خود در حال تهيه يك معجون(زابرترانك) است. او سپس آن را با شير مخلوط مى كند و در ظرف شيشه اى كوچكى به گربه تايلندى اش ميدهد. آدليند به همراه گربه به كلينيك حيوانات جوليت سيلورتون ميبرد و ميگوید كه گربه اش"مجيك" خيلى تنبل شده و مريض به نظر مى رسد. آدليند به جوليت ميگوید كه با هنك بهم زده و به نظر هم مي اید كه نيك از او خوشش نمي اید. او همچنين از جوليت مى خواهد تا اين جريان رو به نيك نگويد. جوليت در پاخ وی می گوید كه حال گربه به نظر خوب می آید اما ترجيحا امشب را آن جا بماند تا از حالش مطمئن بشوند. در حين معاينه، گربه دست جوليت را چنگ مى اندازد. چشمان گربه ناگهان تمام سياه مى شوند و رنگ زبانش به زرد فسفرى تغيير مى كند.

دو كاراگاه همكار (نيك و هنك) براى بررسى قتل آدامز عازم هتل مى شوند و وو اطلاعاتى را كه از آدامز به دست آورده بودند به آن ها بازگو مى كند. كسى گلوى آدامز را دريده بوده است، و نيك اضافه ميكند كه شخص ديگرى بعد از قتل آدامز داخل شده و بدن او را برگردانده است. آن ها كليد هاى ماشين آدامز را پيدا مى كنند و متوجه مى شوند كه او چندين دوربين عكاسى در صندوق عقب ماشينش داشته است.

نيك و هنك به اداره پليس برمى گردند و عكس هاى موجود در دوربين هاى آدامز را بارگيرى مى كنند. آن ها از اين كه متوجه مى شوند كه آدامز داشته از آن ها و مونرو و رنارد عكس مى گرفته است، شگفت زده مى شوند. نيك به كاپيتان زنگ مى زند تا به خاطر اين جريان بهش هشدار بدهد و هنك نيز همزمان تعدادى نيرو براى محافظت از خانه خودش و نيك و رنارد ترتيب مى بيند.

كيمورا در خانه رنارد در حال تفتيش و بهم ريختن خانه براى پيدا كردن سكه هاست كه رنارد داخل خانه مى شود و كارگر خانه اش(پَتى) را كه كيمورا قبلا كشته بود را در كف آشپزخانه پيدا مى كند. سپس كيمورا او را با يك ضربه بيهوش مى كند و به يك صندلى مى بنندد تا از او بازجويى كند و بفهمد كه سكه ها كجا اند. با اينكه رنارد بهش ميگوید كه سكه ها را فارلى كُلت ازش دزديده اما كيمورا حرفش را باور نمى كند و با چاقو شروع به تهديد كردنش مى كند. اما ناگهان سروان وو و يك افسر ديگر به خانه رنارد مى رسند و به در مى زنند تا از وضعيت كاپيتان مطمئن شوند.

كيمورا بعد از حمله كردن به يكى از افسرها فرار مى كند، اما وقتى هنك و نيك به آن جا مى رسند، او(كيمورا) را بر اساس گفته هاى رنارد شناسايى مى كنند. سپس آن ها به اداره پليس مى روند و رنارد به آن ها دستور مى دهد تا هر چه سريع تر كيمورا را دستگير كنند.

نيك با مونرو صحبت مى كند و بهش مى گويد كه كيمورا از هر دوى آن ها عكس دارد و اينكه او براى مقابله باهاش به كمك نياز دارد. نيك بهش ميگه كه مى خواهد خودش شخصا اين قاتل خطرناك را بگيرد به جاى اينكه او را بكشد يا بازداشتش كند تا بتواند مثل يك "گريم" ازش بازجويى كند. نيك و مونرو به سراغ تريلر مى روند. مونرو در جست و جوى كتاب ها به نيك كمك مى كند و باهم "كمان صليبى" نيك را با يك تير آغشته به ماده اى مسكن به نام "شلفترانک" كه براى ناتوان كردن يك "شَكال" كافى بود آماده مى كنند.

نيك به خانه مى رود و جوليت را مى بيند. جوليت به او مى گويد كه حس آشپزى ندارد و براى شام غذا سفارش داده است(در واقع يك دسته سفارش به اسم خودشان كه در اين صورت اگر مى خواستند، مى توانستند غذا را دير دريافت كنند). نيك متوجه نوار زخم روى دست جوليت مى شود و ازش مى پرسدكه چه اتفاقى براى دستش افتاده. وقتى كه او اعتراف مى كند كه گربه آدليند دستش را چنگ انداخته، نيك جا مى خورد و به او اصرار مى كند كه فورا به بيمارستان بروند. آن ها با هم بحث مى كنند. جوليت مى گوید كه حاضر نيست به خاطر يه خراش كوچك به بيمارستان برود و اصرار مى كند تا نيك بهش بگويد كه مشكلش با آدليند چيست. نيك بمیگوید كه آدليند يك ساحره است ولى واضحا جوليت باورش نمى كند. در نهايت نيك تصميم مى گيرد كه تمام حقيقت را بگويد و براى اين كار او را به تريلر مى برد. نيك در داخل تريلر چند تا از كتاب ها و سلاح هايش را به جوليت نشان مى دهد و مى گويد كه او(نيك) يك گريم است و "گريم" ها كسانى اند كه مى توانند چهره واقعى برخى انسان ها را ببينند در صورتى كه بيشتر مردم نمى توانند. او همچنين تصوير و نام تعدادى از وسن ها را به جوليت نشان مى دهد و مى گويد كه وسن ها، درست مثل گونه هاى مختلف انسان ها، انواع مختلفى دارند. جوليت او را باور نمى كند و در حين اينكه نيك داشت با هيجان همه اين ها را برايش توضيح مى داد از تريلر خارج مى شود. نيك در باران به دنبالش بيرون مى رود؛جوليت، گريان، بهش ميگوید كه او بايد با يه متخصص درباره اين صحبت كند ولى آن يه نفر او نيست. پيش از اين كه به خانه بروند، نيك ازش مى خواهد تا او را به يك جاى ديگر ببرد و يك فرصت ديگر بهش بدهد. آن ها به خانه مونرو مى روند و جلوى در خانه اش مى ايستند.

مونرو از آمدن آن ها شگفت زده بود و اول نمى خواست چيزى را اعتراف كند. اما وقتى كه خراش دست جوليت را مى بيند و مى فهمد كه كار گربه آدليند است، متوجه خطر مى شود و قانع مى شود تا همكارى كند. او به جوليت ميگوید كه خودش را آماده كند. بعد صورتش را بر مى گرداند و به جوليت مى گويد كه هرچه كه خواهد ديد خودش(مونرو) است. سپس تغيير مى كند(ووگ مى كند) و رويش را به طرف نيك و جوليت برمى گرداند. اما جوليت قبل از اينكه ببيند مونرو دگرگون شود، غش مى كند. آن ها فورا جوليت رو به بيمارستان مى برند.

وو به همراه چند افسر ديگر رد كيمورا را در هتل"پالمز موتور"، همان جايى كه وقتى وو به مديرش عكس كيمورا را نشان مى دهد او تاييد مى كند كه كيمورا همان روز داخل شده و پول سه روز را نقدا داده است، مى گيرند. وقتى كه وو و يك افسر ديگر به اتاقش مى روند، آن ها در عوض همان زنى كه لباس تيره پوشيده بود را مى بينند كه دارد از اتاق كيمورا بيرون مى آيد. پس از يك درگيرى كوتاه كه در آن او(زن تيره پوش) قدرت و چابكى تاثيرگزارى را به نمايش مى گذارد، از طبقه اول بر روى يك ماشين پليس به پايين مى پرد و فرار مى كند.

دكترها از اين كه چه اتفاقى براى جوليت افتاده مطمئن نيستند. يكى از دكترهاى اورژانس به آن ها توضيح مى دهد كه خراش گربه معمولا خطرناك نيست، پس ممكن است كه مشكل ديگرى برايش پيش آمده باشد. او به نيك توصيه مى كند كه تا وقتى كه آن ها چند آزمايش را انجام مى دهند به خانه برود و به او ميگوید كه اگر آن ها چيزى فهميدند با او تماس مى گيرند. وقتى كه نيك و مونرو داشتند از بيمارستان بيرون مى رفتند، مونرو به نيك ميگه كه احتمالا دكترها قادر نخواهند بود تا به جوليت كمك كنند و آن ها بايد گربه آدليند را پيدا كنند. در همان لحظه هنك از اداره پليس به نيك زنگ مى زنه و بهش خبر مى ده كه وو و افسرها به سراغ هتل كيمورا رفتند اما او رو پيدا نكردند و در عوض زنى را ديدند كه از اتاق او بيرون مى آمد؛آن ها با آن زن درگير شدند اما آن زن فرار مى كند و به نظر مى رسد كه كيمورا با يك زن خيلى خطرناك همكارى مى كند. سپس نيك و مونرو به كلينيك دامپزشكى جوليت مى رن، گربه آدليند را (كه براى نگهدارى آن جا بود) را پيدا مى كنند و به عطارى روزالى كالورت مى برند. روزالى به آن ها ميگه كه خودش و مونرو با انجام چند آزمايش بر روى گربه تمام تلاششان را مى كنند تا بفهمند كه چه مشكلى براى جوليت پيش آمده است.

هنك به خانه اش مى رود، چراغ را روشن مى كند و متوجه مى شود كه خانه او نيز بهم ريخته شده است. سريع تفنگش را در مى آورد و اتاق ها را مى گردد. ناگهان دوباره ياد آن روبرويى خود با مونرو در جنگل مى افتد. همزمان آن زن تيره پوش مرموز خيلى آرام و مخفيانه از كنارش عبور مى كند و از در بيرون مى رود. ناگهان صدايى از كمد لباسى هنك مى آيد و او سه بار از پشت در به طرفش شليك مى كند. هنك نگاهى به پشت در مى اندازد ولى كسى آن جا نبود. چند لحظه بعد افسر فرانكو، كه براى نگهبانى به خانه هنك فرستاده شده بود، داخل مى شود، به هنك مى گويد تا به طرفش شليك نكند و بعد ازش مى پرسد كه به چه چيزى شليك مى كرده است.

Julliete when she awakes

جوليت وقتى كه در بيمارستان به طور ناگهانى چشمانش را باز مى كند و چشمانش سياه شده اند.

نيك به خانه آدليند مى رود ولى او از آن جا رفته بود و همه چيز به غير از آن ظرف شير نيمه خورده اى كه به گربه داده بود را با خودش برده بود. هنك با نيك تماس مى گيرد و بهش ميگه كه كيمورا خانه اش را بهم ريخته است. نيك هم بهش ميگه پس نفر بعدى منم. هنك بهش ميگه كه نگذارد جوليت به خانه برود و درخواست پشتيبانى كند. بعد هنك با يك شات گان و يك پيستول تمام شب را بر روى صندلى بيدار مى ماند.

در بيمارستان، جوليت ناگهان بيدار ميشه در حالى كه چشمانش، درست مثل گربه آدليند كه او را چنگ انداخته بود، كامل سياه شده بودند.

Akira Kimura woged

نيك به خانه بر مى گردد و مى بيند كه طبق انتظار خانه او هم مثل خانه رنارد و هنك بهم ريخته است و در خانه نيز باز است. سپس او صداى قدم هاى كيمورا را مى شنود كه از پله ها به پايين مى آيد. او پشت ديوار پنهان مى شود و وقتى كه او را مى بيند با كمان صليبى به طرفش تيراندازى مى كند اما كيمورا سريع جاخالى مى دهد و تير خطا مى رود. سپس درگيرى شديدى بين آن ها رخ مى دهد. كيمورا اول نيك رو حسابى مى زند، اما نيك، پر شده از خشم قتل پدر و مادرش، موفق مى شود تا او را كنترل كند. سپس پس از درگيرى آن دو و به زمين انداخته شدن كيمورا، آن زن تيره پوش مرموز ظاهر مى شود. نيك اول فكر مى كند كه او همدست كيموراست و به او حمله مى كند اما آن زن جاخالى مى دهد و نيك را هل مى دهد و آن طرف مى اندازد و سپس سريعا به طرف كيمورا مى رود و با تزريق چیزی او را موقتا از پا در مى آورد و نمى گذارد تا او با كمان نيك به آن ها تير اندازى كند. نيك تفنگش را به طرف آن زن نشانه مى گيرد، اما آن زن به او نگاه مى كند و او را "نيكى" صدا مى زند، و نيك از اين كه متوجه مى شود كه او مادر به اصطلاح "مرده" اش است بسيار شگفت زده مى شود و با تعجب مى گويد:"مامان؟!".

وسن ها ویرایش

بلوت باد

فوکس باو

شاکال

نيم-زابربيست

دقت بیشتر ویرایش

ریزه کاری ویرایش

شماره اتاق ناتانیال آدامز در هتل گاورنر "١٢٢" بود که منطبق بر کد اين قسمت است. در این قسمت هیچ وسن جدیدی دیده نشد.

تصاویر ویرایش

شناسنامه قسمت
شناسنامه قسمت

شماره قسمت :22 شماره فصل:1


شخصیت بازیگر
نیک برکارد دیوید جیونتولی
هنک گریفین راسل هونرزبی
شان رینارد ساشا رویتز
درو وو رجی لی
جولیت سیولرتون بتسی تالوچ
آدلیند شید کلیر کافی
مونرو سالیس ویر میشل
روزالی کالورت بری ترنر

شخصیت بازیگر
کیمورا برایان تی
آناتانیال آدامز لسکات مورگان
فرانکو رابرت بلانچ
کلی برکارد ماری الیزابت ماسترا نتینو

موجود شخصیت
شاکال آکرا کیمورا
بلوت باد مونرو
فوکس باو روزالی کالورت
گریم کلی برکارد
نیک برکارد

مکان ها تشکل ها
اداره آگاهی پرتلند زبان اژدها
ادویه فروشی
Community content is available under CC-BY-SA unless otherwise noted.